مهمونی
دیروز واسه نهار مهمون داشتیم.نوشین مرغ شکم پر و خورش سبزی درست کرده بود.خیلی خوشمزه شده بود. بعد از نهار هم یه عالمه کیک و دسر و آجیل خوردیم. من که داشتم می ترکیدم. بعد با نوشین و دوستاشون رفتیم مجتمع آفتاب ولی من سر درد شدیدی داشتم و زیاد بهم خوش نگذشت.وقتی برگشتیم خونه استراحت کردم و قرص خوردم و حالم بهتر شد.به مامان که گفتم اونم نگرانم شده بود. ...
نویسنده :
نیکا
22:19


